تبليغاتX
دختر پاییز
                             خداوندا تو می دانی که انسان بودن و ماندن

                                 در این دنیا چه دشوار است

                        چه رنجی می کشد آنکس که انسان است

                                 و از احساس سرشار است.

                                      ---------------------

 میدونم حرفهای ناگفته ی زیادی واسه گفتن داری

منتظرم منتظر شکستن این سکوت.

اون چیزی که برام سخته اینه که دوست دارم اما نمی دونم آخرش به کجا می رسه

از روزی می ترسم که بیای اما دیر زمانی که اومدنت فایده ای نداره.

همیشه این تو ذهنمه که چرا ساکتی چه علتی می تونه داشته باشه؟

نمی دونم چرا این روزا اینقدر احساس خستگی می کنم احساس دلتنگی

یه جورایی بی قرارم .

نمیدونم کجای این دنیا جا دارم شاید اگه تو حرف بزنی بتونه بهم کمک کنه.

                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مهر 1385ساعت 11:35  توسط دختر پاییز  | 

يادته بهت گفتم كدومو انتخاب مي كني اوني كه دوست داره يا اوني كه دوسش داري؟ تو هم گفتي سوال سختيه 

من اوني ام كه تو رو دوست داره بيش از آنچه كه فكرشو بكني فقط هم به خاطر خودت

نذار اين لحظه هامون هدر بره زندگي ما همين لحظه هاست لحظه هايي كه مي تونيم ازشون بهترين ها رو بسازيم

همش از اين مي ترسيدم حرف دلمو بزنم تو تركم كني بذار حرفمو بزنم و سبك شم فقط گوش كن

خوشبختي يعني اينكه در كنار اونايي كه دوسشون داريم بهترين لحظه ها رو بسازيم نه اون چيزي كه تو فكرشو مي كني

تو تو ذهنو قلبم جا داري پس بدون هيچ وقت فراموشت نمي كنم

بذار به اين روزاي خاكستريمون رنگ قرمزو آبي بزنيم بذار رها بشيم از همه ي غم ها

باور كن زندگي ارزش اين همه غمو نداره

يادته مي گفتي دل من يه دل شاد و جوونه نمي خواد تنها بمونه از غمو غصه بخونه

يادته مي گفتي پيوند عشق حقيقي حتي با مرگ هم گسيخته نمي شود چه رسد به دوري

چرا؟چرا نمي ذاري اينطوري باشيم؟خوشبختي برا من يعني همين هيچ جاي ديگه هم جست وجوش نمي كنم

پس

بده دستاتو به دستام... تا با هم كلبه بسازيم كلبه اي پر از منو تو ...از منو تو ما بسازيم

دور بشيم از همه مردم واسه درد هم بميريم

با ستاره ها بخوابيم با ترانه جوون بگيريم

كلبه اي اندازه ي عشق باغچه اي تو حوض و گلدون

سرمن باشه روشونت مثل ليلا واسه مجنون

من بشم مادر گلهاتوبشي باباي بارون

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 8:43  توسط دختر پاییز  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 8:21  توسط دختر پاییز  | 

نور عشقت را به قلبم بتابان تا با یادت به آرامش برسم

تویی همه کسم در لحظه های بی کسیم

اگرچه من بنده ی خوب تو نیستم اما تو ای خدای مهربانم

این دستان مرا که به سوی تو دراز شده بی پاسخ نذار

و به من صبوری را بیاموز ای مهربانترین مهربانان.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 10:35  توسط دختر پاییز  | 

ای عزیزترینم

خوشبختی به این معنا نیست که به خواسته هامون برسیم

خوشبختی یعنی کسانی رو که دوست داریم دلشاد ببینیم

حالا من تو رو دوست دارم اگه دلت شاد نباشه بدون که منم

 شاد نیستم.

                                       **** 

نمی گم همیشه همسفر من باش اما الان به تو نیازمندم

این لحظه ها رو از من دریغ نکن.

منو تو این بی قراری ها تنها نذار.

دوست دارم تا آخرین دقایق عمرم هرگز فراموشت نمی کنم.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 11:7  توسط دختر پاییز  | 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 9:45  توسط دختر پاییز  | 

گاهی اوقات ما ادما از اطرافیامون رفتارهایی رو می بینیم که اون ریشه ی دلمون جزغاله میشه و فقط خودمون اون دودشو استشمام می کنیم دودی که باعث خفگیمون میشه اما نمی تونیم چیزی بگیم مجبوریم سکوت کنیم سکوت سکوت سکوت و همچنان سکوت

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 22:5  توسط دختر پاییز  | 

تو بی آنکه بدونی معنای دوست داشتنو به من یاد دادی

هر چه عمیق تر به تو نگاه می کنم فقط تفاهمو می بینم اون وقت چطور می تونم راحت از

تو بگذرم؟

من تا آخر این ماجرا با تو می مونم اتفاق ناخوشایندی هم بیفته خیالی نیست به فدای یه تار

موت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385ساعت 8:28  توسط دختر پاییز  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1385ساعت 8:54  توسط دختر پاییز  | 

یادمه فردی بهم می گفت: یه وقتی پیش میاد ما یه چیزی رو می خوایم و برا بدست

 اوردنش خیلی دعا می کنیم اما زمانی اوونو بهمون میدن که دیگه نمی خوایمش.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 8:34  توسط دختر پاییز  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 7:15  توسط دختر پاییز  | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 8:37  توسط دختر پاییز  | 

وقتی که خواستی دل کسی رو بشکنی  زمانی رو به یاد بیار که قلبت رو شکستن.

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم شهریور 1385ساعت 7:17  توسط دختر پاییز  | 

 
کدهای جاوا اسکریپت